خاک ، آب ، آسمان
 
قالب وبلاگ
نظر سنجی


فصل بهار است , طبیعت سرشار از جنبش و جریان و جوشش ، در حال تغییر و شکوفایی، بهار یک یادآوری برای همه ما است که تغییر واقعا چقدر می تواند زیبا باشد. باران دلپذیر بهار می بارد و با قلبی آکنده از عشق و امید به فردایی روشن، به استقبال نوروزی دیگر می رویم.

روز جمعه اول فروردین با جمعی از علاقمندان به طبیعت از شهرکرد به سمت ایلام حرکت کردیم. طبق برنامه ریزی های انجام شده قرار بود که روز اول چند اثر باستانی و دو آبشار که در مسیر هست را بازدید کنیم. ساعت ۵ صبح راهی مسیر شدیم. بعد از عبور از آبادی ها و شهرهایی همچون بن ، داران ، الیگودرز ، ازنا ، درود ، خرم آباد ، ویسیان ، قبل از شهرستان معمولان به پل "کله هور" رسیدیم. و برای بازدید از آن از ماشین پیاده شدیم.

در گویش لُری به بُز کوهی «کَل» گفته می‌شود. هنگامی که این جانور خوش‌خُرام از کوه پایین می‌آید بومی‌ها رفتار او را که بسیار تماشایی هم هست، «هُر» می‌نامند. پس "کله هور" به معنای جایی ست که بزهای کوهی را می‌توان دید که از کوه سرازیر می‌شوند.

این پل بر روی رود کشکان ساخته شده و نزدیک به روستای "مملو" و تنگه‌ی شمالی آن است. از آن تنگه راهی هست که به "طرهان"، از بخش‌های شهرستان کوهدشت، راه می‌بَرد.

نشانه‌های سازه‌ای پل کله هور باستان‌شناسان را مطمئن کرده است که بنای آغازین آن در روزگاران دور تاریخی در زمان شهریاری ساسانیان، ساخته شده است. در سده‌ی چهارم ، فرمانروایی از خاندان حسنویه به نام بدر که بر بخش‌های گسترده‌ای از قلمرو مردمان زاگرس‌نشین فرمان می‌راند، پل کله هور را بازسازی کرد.

پس از بازدید از این سازه و گرفتن چند عکس یادگاری ادامه مسیر را پی گرفتیم. بعد از شهرستان معمولان به روستای "اَفرینه" رسیدیم. ماشین را در جای مناسبی پارک کرده و از روی پل اول روستا به سمت جنوب پیاده روی آغاز کردیم بعد از حدود ده دقیقه به آبشار اَفرینه رسیدیم. این آبشار عریض و حدود ده متر ارتفاع دارد. از تلاقی رودهای چمشک و افرینه تشکیل می‌شود. آبشار افرینه سرانجام به رودخانه کشکان می‌ریزد.باران همچنان می‌بارید و حجم رودخانه کمی بالا آمده بود. بعد از دیدن آبشار به سمت ماشین رفته و راهی ادامه مسیر شدیم. به شهر پل دختر رسیدیم و بعد از خوردن ناهار ادامه راه را از سر گرفتیم. به پل گاومیشان رسیدیم که مرز دو استان لرستان و ایلام است. پل تاریخی و بسیار زیبای "گاو میشان" بر روی رودخانه سیمره که بعد از تلاقی با رودخانه کشکان است ساخته شده است و بر طبق نظریات متفاوت وجه تسمیه و نام این پل از "گومیشه" برگرفته شده است؛ گومیشه به معنای محل پرورش گاو است. این پل یکی از قدیمی ترین پل های تاریخی در کشورمان و به دوران ساسانی متعلق است. بعد از بازدید از این سازه به سمت راست جاده حرکت را ادامه دادیم. به روستای کل سفید رسیدیم و برای بازدید از آبشار این منطقه از ماشین پیاده شدیم و در جهت کلی شمال شرق پیاده روی را آغاز کردیم. بعد از حدود ۳۵ دقیقه به آبشار "ماربره" رسیدیم. این آبشار که از نوع آبشارهای کاسه ای است در دره ای قرار دارد که آب آن نیز به این دره می ریزد. آبشار آب چندانی نداشت ولی جلوه زیبایی در دره ای که قرار داشت به وجود آورده بود. بعد از گرفتن چند عکس یادگاری مسیر بازگشت را پیش گرفتیم. دوباره سوار ماشین شدیم و راهی جاده شدیم. به شهرستان دره شهر رسیدیم و در آن‌جا یکی از دوستان که سردرد داشت به بیمارستان بردیم و بعد از تزریق سرم و بهبود حالش راهی مسیر شدیم. شهرستان دره‌شهر از شرق و جنوب شرقی با شهرستان‌های کوهدشت، رومشکان و پل دختر استان لرستان و اندیمشک خوزستان همجوار است و از شمال، شمال غرب و جنوب غربی به دیگر شهرستان‌های استان ایلام محدود می‌شود. شهر تاریخی ماداکتو (شهر قدیمی دره‌شهر) در امتداد ضلع جنوبی شهر کنونی دره‌شهر واقع شده‌است. بعد از حدود ۴۰ دقیقه به روستای زرانگوش رسیدیم و در خانه ای که از قبل هماهنگ کرده بودیم اسکان یافتیم. باران با گاهی ضعف و گاهی با شدت ادامه داشت. شب را در خانه سپری کردیم. و استراحت خوبی انجام دادیم.

صبح روز شنبه بعد از بیدار شدن و خوردن صبحانه و آماده شدن همنوردان ساعت ۶:۱۰ کوهپیمایی را در جهت جنوب غرب و به سمت تنگ "زرانگوش" آغاز کردیم. نسیم دلپذیر بهاری می‌وزید و جان آدمی را تازه می‌کرد. سرسبزی مسیر ، دیواره های بلند ، ریزش آب از روی دیواره ها همگی بر جذابیت مسیر افزوده بود. بعد از حدود ۳.۵ کیلومتر پیمایش و فراز و فرود هایی که داشتیم به انتهای تنگ رسیدیم. در وسط تنگ جاده خاکی قرار داشت که با ماشین های مناسب می‌توان از آن عبور کرد. مسیر را در جهت شمال غرب و در دامنه های کبیرکوه پیش گرفتیم.

کَبیرکوه یکی از کوه‌های طولانی زاگرس در استان ایلام است.در منابع قدیمی نام آن عظیم‌کوه ذکر شده‌ است.این کوه حدود ۱۷۵ کیلومتر طول دارد. بلندترین قله آن، کان صیفی حدود ۲۸۱۰ متر از سطح دریا ارتفاع دارد و در شهرستان بدره قرار گرفته‌ است.در امتداد کبیر کوه، کوه‌های کوتاه و بلند دیگری به نام‌های دینار کوه، سیاه کوه، سهند ، سر‌میدان و کمرسفید و اناران وجود دارند که سلسله کبیر کوه را تشکیل می‌دهند.

منطقه کبیرکوه طی مصوبه شماره ۲۱۶ شورای عالی محیط زیست مورخ ۱۳۸۰/۷/۲۵ با مساحت ۱۷٬۹۲۳ هکتار به عنوان منطقه حفاظت شده به مناطق تحت مدیریت سازمان حفاظت محیط زیست پیوسته‌ است.

این منطقه به لحاظ داشتن تنوع ارتفاعی دارای اکوسیستم‌های مختلف بوده که اغلب غیرقابل دسترس هستند و نسبت به سایر مناطق، به صورت بکر و دست نخورده باقی مانده‌اند. با توجه به تنوع و تغییرات شرایط فیزیکی که در سطح منطقه وجود دارد، علاوه بر برخورداری از غنای زیستی دارای ارزش‌های گردشگری و اکوتوریسم بالایی نیز می‌باشد.

تعدادی از گونه‌های گیاهی موجود در منطقه حفاظت شده کبیرکوه عبارتند از: زبان گنجشک، داغداغان، ارژن، آلبالو وحشی، پرسیاوش، اسپند، گوش بره، دافنه، بلوط ایرانی، بروموس، بومادران، بنه، بادام، زالزالک، تمشک، کنگر، پنیرک، ملیکا، شنبلیله و…

در طول مسیر اکثر رودخانه ها آب در آن ها جاری بود ولی ما از آن ها استفاده نکردیم. حدود ساعت ۱۰ صبح به چشمه ای به نام "مورت" رسیدیم که پر آب بود. و در همان محل استراحتی کردیم و وعده غذایی خوردیم. بعد از توقفی که داشتیم مسیر را از سر گرفتیم. چند گردنه و فراز و فرود های دیگر را رد کردیم. ساعت ۱۳:۳۰ به محلی به نام "سراب میسزوون" رسیدیم که آب گوارایی داشت و توقفی در این محل نیز داشتیم. خستگی راه و کوله های سنگین کم کم خودش را در رفتار و گفتار همنوردان نمایان می‌کرد. در امتداد جاده خاکی پیش رفتیم و آخرین گردنه امروز را نیز پشت سر گذاشتیم و به سمت امامزاده راهی شدیم. امامزاده پیرمحمد مربوط به دوره قاجاریه است و در شهرستان بدره، دهستان هندمینی، روستای آبهرپایین واقع شده است. این اثر در تاریخ ۳۰ دی ۱۳۸۵ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

این منطقه شلوغ بود و ما مجبور شدیم که برای دوری از سرو صداها به مکان خلوت تری حدود دو کیلومتر جلوتر برویم. چشمه و رودخانه پر آبی نیز در این منطقه وجود داشت. بالاخره ساعت ۱۶:۴۰ در مکان مناسبی چادر ها را برپا کردیم. باد می‌وزید و با پایین رفتن خورشید هوا سرد شد. بعد از خوردن شام ، زودهنگام به درون چادر ها رفته و به خواب رفتیم.

صبح روز یکشنبه با صدای پرندگان از خواب بیدار شدیم. وسایل و چادر ها را جمع آوری کردیم و ساعت ۷:۱۰ در همان راستای شمال غرب ادامه مسیر را پیش گرفتیم. بعد از حدود دو ساعت پیمایش به چند چاه آب برخوردیم که دو تای آن آب مناسب برای درست کردن چایی داشتند و از فرصت استفاده کرده و صبحانه را در همین محل صرف کردیم. بعد از صبحانه کمی جلوتر نیز رودخانه پر آبی وجود داشت که ما از وجود آن بی خبر بودیم. به هر حال در طول برنامه کمبود آب حس نکردیم و همیشه در زمان مناسب به آب برمی‌خوردیم. بعد از عبور از گردنه به سمت روستای "پشت ارشت" پیش رفتیم که در این محل هم گردشگران زیادی حضور داشتند. از چشمه پر آب در این منطقه نیز نوشیدیم و ساعت ۱۲:۳۰ در جای مناسبی ناهار را نیز میل کردیم. چند فراز و فرود دیگر را رد کردیم. تابش آفتاب و گرما گاهی آزاردهنده بود مخصوصا برای این موقع از سال. بعد از عبور از دره ای به دشت پهناوری رسیدیم که همه جای آن سرسبزی و زیبایی بود. به سمت غرب متمایل شدیم و برخلاف جریان رودخانه حرکت می‌کردیم. در مکان مناسبی که پیدا کردیم ساعت ۱۷ چادرها را برپا کردیم. شب را زیر سقف آسمان پرستاره به دورهمی پرخاطره ای گذراندیم.

روز دوشنبه ساعت ۸:۱۵ حرکت را در جهت جنوب شرق و به سمت روستا ادامه دادیم. در جاده خاکی و از کنار پرورش ماهی های فراوانی که وجود داشت گذشتیم و ساعت ۹ به روستای "کلم بالا" رسیدیم. از آن جا با وسیله نقلیه به سمت روستای مهتابی به راه افتادیم. برنامه امروز ما بازدید از آبشار هفت آسیاب بود. ساعت حدود ۱۲ ظهر به روستا رسیدیم و در روستا ، در محل مناسبی برای پختن ناهار توقفی کردیم. بعد صرف ناهار و آماده شدن همنوردان ساعت ۱۴:۳۰ در جهت جنوب غربی کوهپیمایی را آغاز کردیم. مسیر پاکوب مشخصی داشت و آهسته و پیوسته پیش می‌رفتیم. در مسیر گردشگران و دره نوردان مختلفی را مشاهده کردیم که هر یک با هدف خاصی به منطقه آمده بودند. ساعت ۱۵:۲۰ به بالای سر دره ای که به صورت زیگزاگ پایین می‌رفت رسیدیم. کمی پایین رفته و در جای مناسبی که پیدا کردیم کوله های اصلی را پایین گذاشته ، چادر ها را برپا کردیم. با کوله سبک به سمت ادامه مسیر پیش رفتیم. به سمت دامنه پر شیبی حرکت کردیم و در پاکوب بالاروی می‌کردیم. بعد از پانزده دقیقه وارد دره شدیم. دره هفت آسیاب از حوضچه های متعددی تشکیل شده است.در پاکوب حرکت می‌کردیم گاهی به سمت چپ گاهی به سمت راست رودخانه جا به جا می‌شدیم. در نهایت ساعت ۱۶:۲۵ به آبشار رسیدیم. با توجه به لیز بودن سنگ ها با کمی فاصله به دیدن آبشار و مناظر زیبای اطراف مشغول شدیم. علت نام‌گذاری آبشار هفت آسیاب این است که در پایین‌دست آبشار، آثاری به‌جامانده از آسیاب‌های آبی قرار دارد که درگذشته مورداستفاده قرارگرفته‌اند و طبق گفته ساکنین محلی تعداد این آسیاب‌ها درگذشته هفت آسیاب بوده است به همین علت نام این آبشار برگرفته از هفت آسیاب است.

سپس مسیر بازگشت را پیش گرفتیم و به محل کمپ خود بازگشتیم. و روز چهارم به این شکل سپری شد.

روز پنجم برنامه سه شنبه فرارسید و ساعت حدود ۷:۱۵ پیمایش را آغاز کردیم. از پاکوب زیگزاگ مانند و پرشیب بالا رفتیم. دامنه ها و تپه ها را یک به یک پیمایش می‌کردیم. ساعت ۷:۵۵ در کنار برکه فصلی به نام "گوری زالی اوو" به صرف صبحانه مشغول شدیم. بعد از وعده صبحانه حرکت را از سر گرفتیم. از روستای مهتابی تا روستای گاومیشان را پیاده طی کردیم. با توجه به وقت زیادی که داشتیم مشغول به عکاسی با مزارع کلزا که زیبایی منحصر به فردی به منطقه داده بودند ، شدیم. در نهایت ساعت ۱۲ ظهر سوار ماشین شدیم و برنامه به سلامت به پایان رسید.



مجموع پیمایش حدود ۶۷ کیلومتر

ارتفاع پایین ترین نقطه: حدود ۶۲۰ متر

ارتفاع بالاترین نقطه : حدود ۱۴۶۰ متر

وضعیت آب و هوا :

جمعه ابری همراه با بارندگی - شنبه نیمه ابری

یکشنبه تا سه شنبه آفتابی - وزش باد حدود ۵ الی ۲۰ کیلومتر

کمینه دما حدود صفر درجه - بیشینه دما حدود مثبت ۲۳ درجه


موضوعات مرتبط: برنامه های کوهپیمایی، برنامه های طبیعت گردی
برچسب‌ها: کوهپیمایی, بهار, طبیعتگردی
[ پنجشنبه هفتم فروردین ۱۴۰۴ ] [ 22:59 ] [ پوریا باقرزاده ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

شرح گزارش برنامه های طبیعتگردی اجرا شده
گزارش نویس : پوریا باقرزاده

بازدیدکنندگان